گفتگو با آقای مهندس منوچهر پور محمدی ، مدیر عامل پدیسار

مکتب کسب و کار (( آی بی ام ))

 

 

گفتگو: آی بی ام یک بنگاه نیست، یک پارادایم و مکتب درباره کسب و کار و کار خلاقانه و اخلاق مدارانه است. منوچهر پورمحمدی این افتخار را داشته است تا در این کمپانی اخلاقگر جذب شود و بیاموزد. حاصل آنچه وی از آی بی ام آموخته است در شرکتی که بعد از انقلاب تاسیس می کند و در نهایت پدیسار از درون آن خلق نی شود منعکس می شود. این شرکت طی حدود 16 سال فعالیت خود عنوان عنوان یک شرکت بدون رقیب در بازار خدمات بانکی مطرح باشد . داستان رفتن آی بی ام در ایران نیز خواندنی است. این شرکت با وجود اینکه سه میلیون دلارش نزد بانک مرکزی ایران بلوکه می شود به بهترین شکل ممکن ایران ترک می کند. نگاه آینده نگر این غول فناوری باعث شده تا هموارهنگاه هها به سمت این شرکت مثبت باشد، به طوری که در دوران اصلاحات هم تلاش شد تا پای آی بی ام مجددا به بازار ایران باز شود. پور محمدی در تحلیل چگونگی ورود آی بی ام به ایران معتقد است که با وجود ریسک های موجود این شرکت می تواند شریک تجاری بسیار خوب برای شرکت های داخلی باشد. گفتگوی بسیار خواندنی با مدیر عامب پدیسار درباره کمپانی موفق فناوری را بخوانید و لذت آموختن را تجربه کنید.

o        با توجه به تجربه فراوان شما در کار با IBM و فضای آن زمان می توان گفت IBM یک شخصیت حقوقی بوده و به نوعی پدر کامپیوتر الکترونیک ایران محصوب می شود؟

بله.

o        فرض می کنیم IBM به هر دلیل، یک دوره زمانی در ایران حضور نداشته و اکنون قصد بازگشت دارد.این آمدن باید چگونه باشد؟

من می خواهم کمی به گذشته برگردم و این موضوع را ریشه یابی کنمکه اساسا چرا IBM باید به ایران بیاید؟ اصلا چرا و چطور رفت و حالا باید به چه علت برکردد؟ و بازگشتش باید چگونه باشد؟IBM جهانی یک شرکت پیشرو در صنعت انفورماتیک است. شاید قدمش هم از بقیه بیشتر بوده و همچنان در این حوزه پیشرو است. در طول سالیان متمادی با وجود ظهور و افول شرکت های مختلف ، IBM یک ثبات نسبی داشته و همواره در رنکینگ های بالا بوده است- هم از نظر علمی و تخصصی، هم فرا متنی.

o        بد ترین و بهترین دوران IBM چه زمانی بود؟

IBM از ابتدا موفق بوده است. در یک زمان هایی همچون 20 سال قبل، تغییرات عمده ای ایجاد شد. در واقع خودش را بابقیه هماهنگ نکرد.بزرگ بود و به همین علت فکر می کرد همیشه جایگاهی ویژه خواهد داشت. در صورتیکه غلط بود.باید با بقیه تعامل می کرد و زمانی این کار را کرد که مجبور شد. مثلا از دهه 80 به بعد که PC ها آمدندک اتفاقی که افتاد این بود که رقبا زیاد شدند. IBM تصور نمی کرد از آنها عقل بیفتد. بنابر این خودش را هماهنگ کرد و در جایی اظهار داشت که ((ما اصلا قصد فروش و واگذاری تجهیزات IBM را نداریم. من راهنمایی می کنم و در جایگاه Solution Provider (ارائه دهنده راهکار) قرار گیرم. به عنوان مشاور با شما می گویم چه چیزی به درد شما می خورد)). از آنجا بود که این تحول در او ایجاد شد و از آن افول، باز گشت و خودش را به سطح رقابت کشاند و سپس با قدرت تمام به رده های بالاتر دست یافت.

 

o        می توان گفت Solution Provider شدن، نقش آی بی ام را منحصربه فرد کرد؟

شاید به علت توانمندی هایی که داشت این طور باشد. سیکل شرکت ها می تواند همیشه به این شکل باشد که یک روند مثبت را بالا بروند اما در جایی متوقف شده و افول می کنند. اینجاست که مدیریت ایفای نقش می کند و باید سازمان خو را مجددا رو به رشد سابق باز گرداند درغیر اینصورت، افول ادامه یافته و به ورشکستگی منجر می شود.

 

o        این افول برای شرکتهای دیگر هم رخ داد، مثل شرکت رقیب بود؟

بله؛ برای CDC هم این اتفاق افتاد اما نتوانست خودش را از افول نجات دهد و به پایان کار خود رسید باقی شرکت ها هم مثل NCR که رقیب بودند، یا تعطیل شدند یا رو به افول نهاده و در شرکتهای بزرگتر ادغام شدند. اما IBM با مدیریت نیرومند خود توانست پا برجابماند. شعبه IBM برنچ است. در ایران بیش از 50 سال قبل شعبه آن راه اندازی شد. یعنی حدود 20 سال قبل از انقلاب.

 

o        یعنی 57 سال قبل؟

احتمالا. IBM همه قواعدش را در ایران پیاده کرد این خیلی مهم بود؛ قوانین این شرکت شاید مختص به خودش نبود، اما بسیار متفاوت از بقیه بود. اصول زیر بنایی خوبی داشت. در بنیان های مدیریتی و رهبری خود مولفه هایی مطرح می کند که می گوید اصول پایه ای من است. اولین مولفه احترام فردی است. احترام به فرد صرفا بحث یک احترام ظاهری نیست. احترام به عقاید و تضادهای فرد است، احترام به اختلاف ها و توانمندی ها است، اگر فردی توانمند است باید این توانمندی را بیشتر گسترش دهیم. عاملی شویم که قابلیت هایش را رو کند. این جزو اصول IBM بود. مورد بعد سرویس دهی به مشتریان است؛ اگر مشتری باشد من هم هستم. یه مشتری راهکار دهید. پیش بینی آینده اش را مشخص کنید و روند را معلوم کنید. این اصول را بسیاری از شرکت ها رعایت نمی کنند. شرکت ها موضع انفعال دارند. در حالی که شرکت دانش بنیان و ارزشمند شرکتی است که مشتری را به سمتی که واقعا باید برود راهنمایی کند. بدون اینکه مسائل تجاری خودش را در نظر بگیرد، اول او را راهنمایی کند و بعد در آن مسیر، کمک نرم افزاری و سخت افزاری را ارائه دهد. هدف اصلی باید سرویس دهی به مشتریان باشد.

 

o        کدام مدیر IBM این نظر گاه را پایه گذاری کرد؟

ازهمان زمانی که آقای واتسون پدر IBM آمد این اصول پایه گذاری شد. آنها معتقد بودند که انسانها مثل گیاهان یک خواص پنهانی دارند که باید کمک کرد این خواص پدیدار گرددوگرنه اگر آدمها را رها کنید و احترام و کمکی برا رسیدن به اهداف خود و شرکت نیاز دارند را به آنان نرسانید، در نتیجه، این خواص ممکن است نشان داده نشوند و ارزش های انسانی از نظر علمی به فردی و رفتاری متبلور نشود.

 

o        مبانی مدیریتی و مکانیزم های حرفه ای IBM چه بود؟

یکی از اصول اساسی این شرکت شایسته سالاری بوده است. فرض کنید اشکالی در چیزی پیدا کرده بودیم برای IBM در نیویورک. در مقابلش جایزه ای برای ما تعیین می کردند. می توانستند بی تفاوت باشند. حالا یک جوانی پیشنهادی هم داده بود. اما اتفاق قشنگی می افتاد این بود که از خود نیویورک می آمدند و تشویق می کردند. هم تشویق مالی و هم به صورت نامه یا ایجاد شرایطی برای پیشرفت فردی . یک روش آن پرداخت مالی بود یعنی هر کسی عملکرد بهتری داشت پرداخت بهتری دریافت می کرد. آن ها به ارزشمندی آدم ها کاملا توجه می کردند.

،

IBM هم قواعدش را در ایران پیاده کرد. این خیلی مهم بود؛ قوانین این شرکت شاید کاملا مختص به خودش نبود اما بسیار متفاوت از بقیه بود. اصول زیر بنایی خوبی داشت. در بنیان های مدیریتی و رهبری خود مولفه هایی مطرح می کند که می گوید اصول پایه ای من است

،

o        این خیلی مهم است که شما در زمینه پرداخت ها درک درستی در سازمان ایجاد کنید که هرکسی هر مبلغی گرفت حس کند حقش است و اگر بیشتر از آن نگرفت بپذیرد که حقش نیست؟

یکی دیگر از اصول IBM احترام گذاشتن حقوق شهروندی بود. IBM می گوید من به عنوان یک شهروند خوب محسوب می شوم. باید به محل ساختمان شرکت احترام بگذارم، قوانین مالیاتی را باید عینا اجرا کنم، نباید آن را دور بزنم حتی اگر قدرتش را داشته باشم. معتقد است که باید پیشگام باشد و می گوید که باید محیط خودمان را آباد کنیم. به این دلیل می گوید باید شهروند خوبی باشم. نتیجه این که شرکت IBM هم از نظر علمی- تخصصی در فناوری اطلاعات و ارتباطات و هم از نظر رفتاری و مدیریتی شرکت قابل قبولی بوده است. اصول و مولفه های کسب و کار که هم اکنون تدریس می شوداغلب از همین اصول و تجربیات دهه 60 یا 70 برگرفته شده است. این اصول اساسا برای دهه 50 میلادی است یهنی 70 سال قبل!

 

o        آی بی ام مسئولیت اجتماعی خوبی را برعهده گرفته و بازتاب داده است. از نظر این شرکت همه چیز سود آوری نیست. شاید به این خاطر است که وقتی افول کرد، دوباره توانست برخیزد. شما چه زمانی در شرکت جذب شدید؟

من سال 52 شمسی به آی بی ام شعبه ایران وارد شدم، یعنی 5 سال قبل از انقلاب

 

o        از چه طریق توانستید وارد این شرکت شده و استخدام شوید؟

از طریق یک آگهی! من بر اساس آن اقدام کردم. کار قشنگی که این شرکت می کنداین است که در زمان انتخاب، شایسته ها در اولویت هستند. اول از همه چند آزمون کتبی می گیرد. اولین و شاید مهم ترینشان آزمون هوش است. آی بی ام معتقد است که ضریب هوشی بالا مهم تر از مدرک تحصیلی و اگر کسی دکتر باشد اما ضریب هوشی پایینی داشته باشد از نظر IBM رد شده است. به همین دلیل، اولین امتحانش آزمون هوش بود. بد از آن، امتحان زبان بود، چون شرکت آمریکایی بود و فرد استخدام شده باید می توانست ارتباطات خوبی برقرار کند. سومین امتحان کتبی، امتحان تخصصی بود. مثلا کسی که فنی بود باید امتحان الکترونیک فنی می داد. یا اگر برای بخش مالی داوطلب بود باید در امتحان حسابداری شرکت می کرد. بعد از اتمام این ها موضوع محاصبه مطرح می شد! در محاصبه ها نیز تقریبا همین روال برقرار بود؛ ضریب هوشی در رفتار، پوشش یا طرز تفکر افراد گفتار و نوع برخورد، روابط عمومی و ... امتحانات را سریع می گرفتند و بعد از این که در یافت پاسخ ها، مصاحبه ها شروع می شد.

 

o        آن زمان که اس ام اس نبود تماس تلفنی می گرفتند؟

بله! از دیگر ویژگیهای خوب این شرکت آن بود که مدیر نیروی انسانی نظر نهایی را می داد. بحث اچ آر بسیار بسیار مهم بود. نفر دوم IBM مدیر پرسنل بود درحالی که اکثر شرکتهای ایرانی اصلا مدیر پرسنل ندارند. چون برای کارمندانش در انتخاب یا پروموت و اینکه جایگاه خودشان را پیدا کنندبرنامه ریزی می کردند و بودجه هم تعیین می کردند و دورنما هم داشتند. یعنی برای 5 سال آینده هر یک از نیروها یک برنامه داشتند. می گفتند این فرد که از اینجا شروع کرده است مثلا 5 سال بعد به این نقطه رسیده باشد. توسط کی؟ مدیر پرسنل. و این یکی از ارزش های ویژه شرکت های اینچنینی است حضورشان می تواند خیلی کمک کند. یک تحول علمی و همچنین رفتار کاری ایجاد می کرد.

 

 

o        ضریب اشتباهشان چقدر بود؟ در برنامه هایشان چنددرصد به نتیجه می رسیدند؟

به نظرم درصد موفقیت بسیار بالا بود.

 

o        پیش می آمد کسی را اخراج کنند؟

اصلا معنی نداشت. مگر این که روی خطوط قرمز پا می گذاشت. مثلا فرض کنید یک مدیر با مدیر ارشدش مشکل پیدا کرده بود. این فرد در جلسه ای صحبت های مدیر را ضبظ کرد چون میخواست خودش را به مدیر عامل ثابت کند و بگوید حق با من است و مدیر ارشد اشتباه می کند . بعد صحبت ها را به عنوان یک سند به مدیر عامل داد. تنها کسی را دیدم در آن سال ها اخراج شد همین فرد بود . مدیر عامل به او گفت (( شما به مسائل خصوص آدم ها ورود پیدا کردید. این اجازه را نداشتید که بدون آگاهی طرف مقابل ، این کار را بکنید و کار شما خلاف بوده است . حق با شما هست یا نیست بحت دیگری است ولی جای شما دیگر در IBM نیست. به ارزش های ویژه انسانی بسیار بها می دادند و پای آن می ایستادند.

وقتی که انقلاب شد طبیعتا شرکت های خارجی باید می رفتند سازمان برنامه و بودجه آن زمان که آقای دکتر بانکی رییسش بود توافقی با IBM کرد . IBM گفت من باید طوری بروم که اگر روزی خواستم بتوانم راحت برگردم.

 

o        طی چند سال ؟

فکر می کنم هفت سال . چون یک مدت بعد انقلاب هم حضور داشتند.

 

o        چه شد که IBM رفت ؟

وقتی که انقلاب شد طبیعتا شرکت های خارجی باید می رفتند، به خصوص شرکت های آمریکایی. سازمان برنامه و بودجه آن زمان که آقای دکتر بانکی رییسش بود توافقی با IBMکرد . IBM گفت من باید طوری برم که اگر روزی خواستم بتوانم راحت برگردم. بعد از چند جلسه همه امکاناتی که داشت ، همه کامپیوترهای بزرگ و نرم افزارها ، دارایی ها و املاک را در اختیار سازمان برنامه گذاشت. در اختیار دولت جمهوری اسلامی گذاشت و حتی نیروهایش را . در ازایش تنها چیزی که به او گفتند می دهیم سه میلیون دلار آن زمان بود ولی گفتند آن را هم به تو نمی دهیم . در بانک مرکزی جمهوری اسلامی بلوکه کردند که هر وقت برگشت و خواست فعالیت اقتصادی کند تحت پوشش جمهوری اسلامی از این سه میلیون دلار استفاده کند و گرنه حق استفاده عادی از آن را نداشت . در واقع بدون آن که حتی یک پنی گرفته باشد همه چیزهایی را که داشت را گذاشت و با افتخار بیرون رفت و همه کارمندهایش را هم با بهترین شرایط و روش تصفیه کرد طوری که همه با رضایت پذیرفتند.

 

o        این موضوع مربوط به چه سالی است؟

سال 59 . یک سال بعد از آن شرکت داده پردازی را جایگزین IBM کردند.

 

o        حال درباره شرکت داده پردازی صحبت کنیم یا همین IBM را ادامه دهیم؟ چون گویا یک دوره دیگری هم آمدند . یعنی بچه هایی که از دل IBM آزاده شدند- حالا مشروع یا نامشروعش را نمی خواهم قضاوت کنم تا چه حد ژن پدر را ادامه دادند؟

اکثرشان IBM ی بودند که ماندگار شدند.من شرکت زدم و بیرون آمدم . اما آن ها که ماندگار شدند تا چند سالی این اصول را رعایت کردند تا کم کم ایرانیزه شد و جهت عوض کرد. ولی تا چند سال اول واقعا خوب بود و همان روش های IBM را عمل می کردند اما به تدریج رقبا در بیرون قوی تر شدند و این ها هم کم کم دولتی شدند.

 

o        مدیرانش از همین بچه ها بودند؟

متاسفانه مدیران از بیرون آمدند و چون سیستم را نمی شناختند مشکلاتی ایجاد شد و در نهایت ضعیف و ضعیفتر شد.

 

o        در آخرین سال ها چه خدماتی ارائه می داد؟

اصلا شرکت خدماتی و جود نداشت و بعد بانک مرکزی شرکت خدمات را علم کرد.

 

o        یعنی رقیب نداشت؟

DPFE رقیب اصلی شرکت داده پردازی بود (Processing filed engineering data)

 

o        آن زمان اینترنت نبود کار شما دقیقا چه بود؟ دی پی اف ای را شما راه انداختید ؟ چه سالی؟

بله سال 58 استارتش زده شد.

 

o        یعنی قبل از تسویه آی بی ام ؟

تقریبا همزمان .

 

o        چگونه به این ایده رسیدید؟

فکر کردیم در این شرایط بهتر می توانیم برای خودمان فعالیت کنیم .آی بی ام تسویه حساب خود را با دولت انجام داد امام هنوز خارج نشده بود. من در این فاصله بود که بیرون آمدم.

 

o        خدمات شما چه بود؟

دقیق همان خدمات آی بی ام . آن زمان main frame ها بودند و pc ها کم کم وارد شدند . هم pc های IBM و هم PC های که رقبا داشتند . مثلا نمایندگی ان ای سی ژاپن را گرفتیم و آمدیم از MAIN FRAME های دست دوم استفاده کردیم . این اولین حرکت زیربنایی بود که در دی پی اف ای انجام شد که باعث شد داده پردازی رو به افول برود . چون با یک دهم قیمت می توانستند دستگاهی را بخرند که عینا نو بود. چون در خارج به علت این بحث های مالیاتی دارند ،راحت هزینه می کنند و پولی نیست که در مقابلش مالیات بدهند .در نتیجه دستگاه های جدید با قیمت بالا جایگزین می کردند و هم سیستم جدید می گرفتند و هم مالیات نمی دادند و به این شکل خودشان را رشد می دادند.

 

o        پس در آن زمان عملا دی پی اف ای قویتر از داده پردازی شد؟

بله و جایگاه ویژه ای در نرم افزار و سخت افزار پیدا کرد و حرف آخر را میزد. ولی ادامه نیافت.

 

o        چه حسی داشتید و جوان هم بودید.

آن زمان شرکت بیش از 300 نفر پرسنل داشت و کارهای خوب و برنامه صادرات نرم افزار داشتیم که متاسفانه محقق نشد اما در بخش تکنولوژی کامپیوتری بسیار موفق بودیم.

 

o        مشتری اصلی شما بانک ها بودند؟

هم بانک ها ، هم ادارات

 

o        بیشتر خدمات و محصولات شما اتوماسیون بود؟

بله .

 

o        از چه نرم افزاری استفاده می کردید؟

CORE BANKING بود. نرم افزارهایی که ضرورت داشت را می نوشتیم . یعنی حدود 100 نفر پرسنل نرم افزاری داشتیم که موضوع بسیار ارزشمندی بود.

 

o        خیلی زیاد بوده است

بله ، بچه های حرفه ای که بعدا همه به خارج از کشور مهاجرت کردند و موفق هم شدند . بچه هایی داریم که رفتند آمریکا مثل شهریار صدیقی که هر هفته با پرواز می رفت کانادا و مشاوره می داد. در همه سطوح ، هم این بود هم سخت افزاری و هم نت ورکینگ و هم نرم افزاری.

 

o        پس در غیاب IBM شما همه کاره شدید؟

بله مجموعه شرکت.

 

o        چه سالی از دی پی اف ای بیرون آمدید؟

من سال 1374 کاملا از دی پی اف ای بیرون آمدم و اواخر این سال ، پدیسار را راه انداختم. دی پی اف ای بود تا سه سال فعالیت کرد اما بعد از آن با مشکلات عدیده ای روبه رو شد.

 

o        به چه کسی واگذار کردید؟

به شرکای دیگر واگذار کردم . چون من از ابتدا جزو سهامدارانش و عضو هیات مدیره بودم

 

o        فکر می کردید یک دی پی اف ای جدید راه اندازی کنید؟

بله .

 

o        چرا آن گونه نشد که می خواستید ؟

شاید عدم توانمندی . البته شرایط عوض شد. ضمن این که ما به جای این که متمرکز عمل کنیم یک گستره ایجاد کردیم . پدیسار مجوز خدمات ماهواره ای را گرفته اما شرکت آرین ماهواره را راه انداختیم . اکنون این شرکت بیش از 700 نفر پرسنل دارد که از دل شرکت پدیسار آمده اند . یا شرکت فن آسا را داریم که بلیت الکترونیک شهر تهران را تولید می کند. پدیسار در جایگاه خودش را دارد، بحث سرویس ها و خدمات را پررنگ دارد. اما بله اگر مقایسه کنیم خود پدیسار به جاهای متفاوتی که می توانست نرسید. فراز پردازش پدیسار را از پدیسار جدا کردیم که نرم افزارهای بانکی را تولید می کند.

 

o        چرا ؟ چون نمی خواستید دیده شود ؟ چون یکی از دلایل شرکت دی پی اف ای این بود که خیلی دیده شد و یکی از دلایل شکست هم در مملکت ما این است که زیاد به چشم بیایی ، شاید در حس ششم شما این مساله بود؟

طبیعی است که با شرایطی که در کشور وجود دارد ،به قول معروف باید چراغ خاموش حرکت کرد.جامعه بعد از انقلاب پذیرای این نیست که شما یک مایکروسافت داشته باشید.

 

o        ولی شرکت های شما در حوزه خودشان نفر اول است .

اگر نباشند ،جزو سه یا چهار نفر اول هستند فن آسا که قطعا نفر اول است . این شرکت ها شرکتهای معتبری

هستند و توانمندی آن ها هم خوب است . به هر جهت وقتی IBM اینجا بود اتیکت بیرینس را رعایت می کرد و فت . اما چرا باید برگردد؟ این را هم توضیحی بدهم. یا چرا بهتر است که برگردد و برای ما خوب است .

 

o        سه میلیون دلار هم پول دارد.

بله دپو کرده است .IBM همیشه در ردیف ده شرکت اول تکنولوژژی انفورماتیک دنیا بوده است و در انفورماتیک ایران ریشه دوانده و شاید برای همین گذاشت و رفت چون می دانست که یک روزی باید برگردد. یک موقعی IBM نگاه مثبتی به بازگشت داشت و آمد که برگردد. آن زمان آقای خاتمی بود و صحبت هایی هم کرد و قرار شد که به همه نرم افزارهایی که بصورت غیر رسمی در حال استفاده است لایسنس استفاده بدهند اما تداوم نیافت.

 

o        چرا؟

دیدند جای فعالیت نیست . پذیرشش نیست.

 

o        شما با آن ها در تماس مستیقم یا غیر مستقیم بودید؟

ما در تماس نبودیم ولی آن ها بودند.......

 

o        منظورم این است که تحلیل و علل آن ها چه بود که فضا را مهیای ماندن ندیدند و رفتند؟

نیامدند که بروند . آمدند بررسی کردند . اصلا دفعه دومی وجود ندارد. آمده بودند برای ارزیابی و متوجه شدند که شرایط کشور هنوز شرایط مناسبی برای کار نسیت و ریسکش بسیار بالاست.

 

IBM رقیب نیست اگر بیاد می تواند دانش فنی و مدیریتی روز دنیا را انتقال دهد.می تواند سرمایه بیاورد. اتفاقا حامی اند . نباید به عنوان رقیب دیده شود . به بعضی که صرفا فروشنده کالا یا تکنولوژی خاصی هستند می شود گفت رقیب . اما امثال IBM می توانند سطح کلی فناوری یک کشور را بالا ببرند.

 

o        فکر می کنید الان ریسک کم شده است ؟

مطمئنا . به ویژه با عملی شدن بحث برجام . در ضمن هنوز هم بعد از سالیان سال افراد متخصص تجهیزات IBM را در ایران داریم و افرادی هستند سن بالا مثل ما که کنار نشستند ولی جوان ها آمدند و داده پردازی فعال است و سرویس می دهد . با وجود این که عده ای هم رفتند . مهم تر از همه این است که مملکت ما نیاز به تکنولوژی نوین و انتقال سرمایه دارد. وزن همه را نمی توان گردن مملک انداخت.انتقال فناوری و تجربه واجب است و مهم تر از همه ، انتقال تجربیات مدیریتی است. ما نیاز داریم. آن ها تجربیاتی دارند که می توانند به ما کمک کنند. ما در حوزه فناوری اطلاعات فقر زیادی داریم. هم در زمینه تجربیات مدیریتی و هم برای اجرای پروژه های بزرگ آن توانمندی های لازم را نداریم. شرکت های ما توانمندند اما از سطحی مشخص بالاتر نمی روند. باید سطح پروازمان را بالا ببریم. این ضرورت است و امثال این شرکت ها که پایه قوی دارند و توانمند هستند بهتر می توانند به ما کمک کنند و IBM که رهبر فناوری کسب و کار در زمینه اطلاعات هست می تواند برای ما نقش شتاب دهنده ایفا کند.

 

o        فکر میکند با چه موانعی در بازار روبه رو شود؟ بعضی تصور می کنند که قطعا IBM رقیبشان آن ها ست و با آمدن این شرکت ، بازار از دستشان خارج می شود؟

IBM رقیب نیست اگر بیاید می تواند دانش فنی و مدیریتی روز دنیا را انتقال دهد. میتواند سرمایه بیاورد. اتفاقا حامی اند. نباید به عنوان رقیب دیده شود. به بعضی که صرفا فروشند کالا یا تکنولوژی خاصی هستند می شود گفت رقیب. اما امثال IBM می توانند سطح کلی فناوری یک کشور را بالا ببرند.

 

 

o        حال با توجه به صحبت هایی که شد به نظر شما احتمال آمدن IBM در سال 2016 چقدر است ؟

بعد از بحث برداشتن تحریم ها همه شرکتهای بزرگ ، مشتاق ورود به ایران هستند و طبیعتا در سال 2016 این امر محقق خواهد شد ،اما من واقعا اطلاعی ندارم که حتما باز می گردند یا نه ، چون بحث روابط سیاسی در این زمینه بسیار تاثیر گذار است . تا تمام مناسبات و قراردادها به شکل درست اجرا نشود و اعتماد دو ظرفه شکل نگیرد طبیعتا آن ها بر نمی گردند. نه آن ها بلکه ، بسیاری از شرکتهایی که در حال مسابقه دادن برای ورود به ایران هستند ممکن است بعد از مدتی عقب بکشند.

 

o        تصور کنید من IBM هستم و آمده ام تا از شما مشاوره بگیرم ،شما به من چه مشورتی می دهید؟

باید مثل گذشته ، از خود گذشتگی داشته باشید و دنبال منافع کوتاه مدت نباشد.

 

o        من می خواهم زمان حال را تحلیل کنید و بگویید ضریب ریسک شما روی یک عدد چند است ؟

شما چطور می توانید بدون ثبات ارزی ، به حیطه سرمایه گذاری ورود کنید ؟ بستر ها باید فراهم شود. قوانین تجاری و زیر بنای اقتصادی باید اصلاح شود. دولت باید حمایت قانونی بکند و امکان و اجازه فعالیت مناسب را بدهد . نه این که به من رانت بدهد و در مقابل آن ها مانع بگذارد یا برعکس . به هر حال باید یک تعادلی د راین زمینه وجود داشته باشد و گرنه هیچ کس نمی آید.

 

o        نکات مثبت آمدن این شرکت ها چیست؟

یک نیاز بارز است ، نیاز جامعه انفورماتیک است و به شدت نیاز دارد شما نوعی ورود کنید.

 

o        من IBM ؟

بله . امروزه هیچکدام از نرم افزارهایی که آمده و کپی شده یا تجهیزاتی که از راه های متفاوتی آمده است به روز نیستند و باید به روز رسانی شوند ولی کسی برای این کار نسیت .IBM اگر بیاید همه این ها به روز می شود . با حضور IBM میتوان ، حداقل در آمد مثلا با یک بیستم قیمت نرم افزار لایسنس این شرکت را دریافت کرد.ضمن این که من نوعی هم تمام نرم افزارهایم به روز می شود . وقتی لایسنس می دهند موظف می شوند که به روز کنند . هنوز فراموش نکرده ام که در سازوکار شرکت به صورت هفتگی تمام نرم افزارها به روز رسانی می شدند.

 

o        به نظر شما IBM چگونه یا در چه سطحی از سرمایه و در چه بخشی وارد ایران شود؟

کسانی که زمینه قبلی اش را دارند می توانند به آن ها کمک کنند. حتی می توانند به صورت مشارکتی کار کنند. نه این که IBM شعبه دوباره بزند. با شرکت هایی می تواند کار کند و حتی چند شرکت با IBM یک NTT جدید ایجاد کنند . می تواند با این شرایط که خودش هم به تنهایی IBM نباشد در لفافه مشترک ایرانی و آمریکایی یا دو شرکت با هم فعالیت کنند.